برنامه ریزی مدیریت دانش
طي چند سال گذشته پروژه هاي مختلفي براي بهره گيري از دانش سازمان معرفي شده اند. هريك از اين پروژه ها با توجه به ابعاد معرفي شده از مديريت دانش جنبه اي از كاربري مديريت دانش در سازمان را مورد نظر دارد. برخي از اين پروژه ها عبارتند از :
1- پروژه هاي مديريتي با رويكرد مديريت دانش
P آموزش و فرهنگسازي
P طراحي سيستم هاي پاداش و ارزيابي عملكرد
P طراحي ساختارهاي كلان و خرد سازمان
P طراحي شغل و طراحي كار
P طراحي سيستم هاي مديريت منابع انساني
2- پروژه هاي فني و تخصصي مديريت دانش
P راه اندازي سيستم هاي مديريت دانش در سيستم مديريت ارتباطات مشتريان
P طوفان فكري الكترونيك
P گروه افزارها
P سيستم هاي پشتيبان جلسه
P انجمن هاي مباحثه
P سيستم هاي مديريت مستندات الكترونيك
P پايگاه هاي دانش سازماني
P انباره هاي داده و داده كاوي
P مخازن دانش سازماني
P مديريت دانش در مديريت زنجيره تأمين
P پورتال سازمان
P آموزش الكترونيك
P كشف دانش و ارائه دانش سازماني
P حافظه سازماني
P مديريت ايده ها و نوآور يهاي سازماني
بديهي است هريك از پروژه هاي فوق از جنبه هاي گوناگون براي سازمان داراي اهميت هستند . ليكن تصميم گيري در اولويت دهي به پروژه هاي بالا به يقين براي مديران ارشد سازمان امري بسيار دشوار است. اين دشواري باعث شده است كه در برخي از موارد مديران از اصل موضوع رويگردان شوند و يا در موارد ديگري سرمايه گذاري هاي بدون برنامه ريزي نتايج مورد انتظار را به همراه نداشته باشند. با اين نگاه لزوم در دست داشتن برنامه اي منسجم براي سرمايه گذاري در هريك از پروژه هاي بالا ضروري به نظر می رسد .
در فرآيند برنامه ريزي سازماني همواره بايد به سؤا لهاي زير پاسخ داده شود:
P چه چيزي مي خواهد در سازمان به كار گرفته شود؟
P در چه بخش از سازمان يا براي كدام فعاليت؟
P چه زماني بايد بد هكار گرفته شود؟
P و توسط چه کسي يا چه كساني؟
P مراحل انجام کار چيست؟
P با چه هزينه اي و در قبال چه سودي؟
6 سوال فوق در واقع 6w معروفند كه برنامه ريزي را تعريف مي نمايند .
از نظر نگارندگان يكي از روش هايي كه مي توان آشفتگي هاي معرفي شده در بخش قبل را به وسيله آن سامان بخشيد به يقيق برنامه ريزي است. برنامه ريزي پويا و البته جامع مي تواند تا حد زيادي مديريت بر مديريت دانش سازماني را تسهيل نمايد.
منظور از برنامه ريزي دانش سازماني، تدوين طرحي است كه تمام ابعاد برنامه ريزي را را از تدوين چشم انداز، اهداف و راهبردها تا تبديل آنها به برنامه هاي عملياتي و راهكارها را شامل مي شود.
برنامه ريزي راهبردي تنها ناظر به بخش نخست اين طرح است و برنامه ريزي عملياتي و تدوين
برنامه هاي زمانبندي شده و دقيق بر سر ديگر اين طيف قرار دارد. آن وجهي از اين طرح كه باعث پيوند دو بخش راهبردها با راهكارها مي شود را مي توانيم معماري بناميم. در واقع معماري در بر گيرنده نقشه هاي فني است كه همچون نقشه هاي مهندسي عمران براي ساخت سازمان مبتني بر دانش مطابق با اهداف و آرما ن ها به كار گرفته مي شود.