- نیازسنجی و ارزیابی سازمانی
هدف از اين مرحله، بررسي وضعيت سازمان از ديدگاه مديريت دانش است. در اين فرآيند سازمان از ابعادي مانند سيستم هاي مديريت اطلاعات و دانش، ساختار سازماني، فرآيندهاي دانشي، دانش كاركنان و فرهنگ سازماني مورد بررسي قرار م يگيرد. با استفاده از اطلاعات حاصل از اين بخش، ميزان بلوغ سازمان در مديريت دانش با استفاده از مد لهاي موجود شناسايي مي شوند و قابليتها و نقاط قوت و ضعف سازمان شناسايي می شوند .
اطلاعات حاصل شده از فرآيند نيازسنجي و ارزيابي سازمان، علاوه بر اينكه قابليتهاي فرهنگي و ساختاري سازمان را براي پذيرش مديريت دانش نشان مي دهد، راهكارهاي آموزشي براي مديريت فرآيند تغيير و پذيرش فرهنگ دانش محور در سازمان را در اختيار مديران ارشد سازمان قرار مي دهد. اين راهكارها به صورت طرح هاي آموزشي، طرح هاي تبليغاتي براي رواج فرهنگ دانش محوري و طر حهاي مشاركتي براي حضور بيشينة كاركنان سازمان در دستيابي به سيستم هاي دانشي ارائه مي شوند .
- تدوین استراتژی دانشی سازمان
پس از تشخيص نيازهاي سازماني، ابتدا بايد مطالعات سازماني و مطالعات تطبيقي مورد نياز انجام پذيرد تا شناخت كاملي نسبت به سازمان مورد بررسي و سازمان هاي برتر در كسب و كار ايجاد شود. همچنين بايد بر مبناي اطلاعات جمع آوري شده درخلال مطالعه و شناخت سازمان، خلاصة اجرايي استراتژيك به عنوان خلاصه اي كاربردي در فرآيند تدوين استراتژي دانش تهيه شود.
در مرحلة دوم، محيط بيروني سازمان شامل تحولات و استانداردهاي بي نالمللي، وضعيت به كار گيري مديريت دانش در سازمان هاي برتر بي نالمللي در حوزة كاركردي سازمان، قوانين و مقررات، روندهاي فناوري، اجتماعي، اقتصادي ، فرهنگي و همچنين وضعيت سازمان هاي رقيب و سازمان هايي كه در زنجيرة ارزش سازماني قرار دارند بررسي مي شود . كه نتايج اين بررسي ها منجر به شناخت فرصتها و تهديدهاي محيط سازمان مي شود.
در مرحلة سوم، محيط دروني سازمان مورد بررسي قرار می گيرد. اين بررسي شامل منابع اطلاعات و دانش سازمان، سيستم ها و نرم افزارهاي مورد استفاده و همچنين تقاضاها و خواستهاي كاركنان و مشتريان مورد بررسي قرار می گیرد . نتايج اين بررسي ها منجر به شناخت قو تها و ضعف هاي درون سازمان مي شود.
در تقابل SWOT در مرحلة چهارم بر مبناي فرصت ها و تهديدها و نيز قو تها و ضعفهاي شناسايي شده كه در ماتريس يكديگر قرار مي گيرند و برمبناي ضريب اهميتي كه به آنها داده مي شود گزينه هاي مختلف استراتژي توليد مي شود. در نهايت در مرحلة پنجم بر مبناي چش مانداز دانش، اهداف دانش سازماني تعيين ميشود و با توجه به اين اهداف، از بين گزينه هاي استراتژي به دست آمده در مرحلة قبل، آن دسته از استراتژ يها كه منجر به تحقق اهداف دانش م يشود به عنوان استراتژي هاي دانش سازمان تعيين
مي شود. بدين ترتيب رويكرد سازمان در استفاده از سيستم هاي مديريت دانش مشخص می گردد .
- معماری دانش کارکنان ، فرایندها و فناوری ها
در اين مرحله، نقشه هاي معماري دانش سازماني ترسيم مي شوند. نقشه هاي معماري دانش سازماني با توجه به ابعاد دانش سازماني قابل ترسيم است. با ترسيم نقشه هاي معماري دانش سازماني در وضعيت موجود، نحوة توزيع دانش در ابعاد كاركنان، فرآيندها و فناوريهاي سازمان قابل مشاهده خواهند بود.
با استفاده از نتايج تدوين استراتژ يهاي دانشي سازمان، مسير حركت مديريت دانش در سازمان تعيين شده است . از اين رو، نقشه هاي دانش سازماني وضعيت مطلوب ترسيم خواهند شد. نخستين نقشة معماري دانش سازماني مربوط به نیروی انساني يا مغزافزار سازمان است. اين نقشه نشان مي دهد كه در وضعيت مطلوب، چگونه بايد جريا نهاي دانش ميان كاركنان سازمان به وجود آيد و در عين حال نقاط توليد و استفادة دانش سازماني را نشان مي دهد.
دومين نقشة معماري دانش سازماني مربوط به وضعيت مطلوب فرآيندهاي دانشي سازمان است. نقشه هاي دانش فرآيندهاي سازماني در وضعيت مطلوب بر مبناي جريان ارزش دانش ترسيم خواهند شد. در نهايت، نقشه هاي دانش فناوری هاي سازمان ترسيم مي شوند.
در نقشه هاي معماري دانش سازماني نمايي از مغز افزارها، نرم افزارها ، سخت افزارها، فرهنگ و ارتباطات سازماني و امنيت داده ها و اطلاعات و ... ارايه مي شود به گونه اي که در نهايت دستاوردهاي زير را در پي خواهند داشت:
P شناخت جامعي از زيرساختار اطلاعاتي و نيروهاي دانشي موجود حاصل می شود.
P گزارش هاي تحليلي سبب درک مشكلات موجود از عدم تناسب زيرساختار موجود و نيازهاي دانشي می گردد.
P مديران ارشد را در توانمندسازي معماري دانش سازماني در رسيدن به اهداف ياري خواهد نمود.
نقشه هاي دانش از اجزاي اصلي مديريت دانش به شمار مي روند و ابزاري مناسب براي انداز ه گيري هستند . آنها همچنين، مجموعه اي از فهرستها، نقش هاي گرافيكي از حاملان دانش، مكانهاي دانش، منابع دانش، ساختار دانش يا استفاد ه كنندگان ( کاربران ) دانش اند كه به وسيلة آنها دانشكاران، محل استقرار دانش، ساختار دانش و كاربرد آن را تشخيص می دهند .
- تدوین برنامه های عملیاتی
در برنامه ريزي عملياتي، هدف تبديل طرحهاي پيشنهادي معماري به پروژ ههاي اجرايي دنبال مي شود. طرح ها و نقشه هاي مطلوب ارائه شده براي رسيدن به مرحلة اجرا نيازمند چندين مرحله پردازش هستند. در برنامه ريزي عملياتي به طور كلي پس از دريافت طرح هاي معماري، با در نظر داشتن استراتژ يهاي دانش، رو شهاي مختلف اجراي آنها پيشنهاد مي شود . سپس با اعمال پارامترهايي از قبيل زمان، هزينه، منافع و... بهترين گزينه ها انتخاب خواهند شد.
در مرحلة نخست، اطلاعات مورد نياز براي تهية برنام ه عملياتي جمع آوري مي شود. سياست هاي دانش سازمان و طرح هاي معماري، به عنوان مهم ترين اطلاعات مورد نياز در تدوين برنامه عملياتي مورد نياز هستند. پس از دريافت اين اطلاعات، لازم است تا اجزاي هزينه هاي طرح ها نيز براي استفاده در مراحل ديگر گرد آورده شوند تا علاوه بر ايجاد تصوير ذهني از هزينه هاي كلي طر حها، داده هاي مورد نياز براي تصمیم گيري در مراحل بعدي نيز فراهم شوند.
مرحلة دوم، شايد مهم ترين و حسا سترين مرحله در تدوين برنامه عملياتي محسوب مي شود . چراكه، تعريف پروژ ه ها و آلترناتيوهاي اجراي آنها در اين مرحله صورت مي پذيرد. استفاده از خبرگان و مشاوران متخصص در زمينة هريك از دسته هاي كلان پروژه ها در اين مرحله ضروري است.
در مرحلة سوم از روند توسعة برنامه عملياتي، بايد با استفاده از تكنیك هاي مختلف ارزيابي فني و اقتصادي، پروژه هاي نهايي براي دستيابي به طر حهاي مطلوب پيشنهادي معماري فراهم گردد. در اينجا با استفاده از اطلاعاتي از قبيل سياست هاي اجرايي سازمان، زمان، ريسك و سود و زيان پروژه ها،
پروژه هاي نهايي انتخاب خواهند شد .
در مرحلة نهايي از فرآيند تدوين برنام ه عملياتي، با استفاده از پارامترهاي سياستي و فني موجود، اولویت بندي اجراي پروژه هاي مشخص خواهد شد . در اين مرحله، همچنين اطلاعات تفصيلي مورد نياز براي تدوين « درخواست پیشنهاد » اجرای تكميل و در نهايت برنامة مديريت سرمايه ها براي استفادة بهينه و به هنگام از بودجه هاي تخصيص داده شدة سازمان تهيه خواهند شد .