با توجه به رویکردهای اخیر سازمان های پیشروی دنیا به استفاده از مدیریت دانش ، در ضرورت این امر ، شکی باقی نیست . آنچه طی این دوره موجب نگرانی مدیران ارشد شرکت های بزرگ شده است آن است که چگونه مؤثرتر و کاراتر دانش سازمانی را مدیریت کنند . در این زمینه تعدد و تنوع پروژه های مدیریت دانش اغلب باعث دشواری تصمیم گیری برای مدیران می شود . آنچه در واقع برای رفع این دغدغه ضروری است در دست داشتن برنامه های منسجم و کارآمد برای بهره گیری از این دست سیستم هاست .

برای دستیابی به برنامه ای دقیق و کارا برای پرداختن به مدیریت دانش ، ابتدا باید استراتژی های دانش سازمان در جهت دستیابی به اهداف سازمانی تدوین شوند . سپس با در دست داشتن این استراتژی ها ، نقشه های معماری فعلی دانش سازمان و سپس نقشه های معماری مطلوب دانش سازمانی در سه لایه ی کارکنان ، فرآیندها و فناوریها ترسیم خواهند شد . گام نهایی استخراج پروژه هایی است که نشان دهنده ی نیازهای واقعی مدیریت دانش سازمان هستند . این پروژه ها با استفاده از نقشه های معماری دانش سازمان با در نظر داشتن بودجه و برنامه ی سرمایه گذاری سازمان در نقشه ی مسیر عملیاتی قرار خواهند گرفت .